- مقالات علمی پژوهشی داخلی

کنترل های داخلی و فنآوری مالی

نقش کنترل های داخلی  و فنآوری مالی در کیفیت گزارش حسابرس مستقل  و مدیریت عملکرد جهت مدیریت اقتصادی منابع مالی سازمان

The role of internal control and financial technology in the quality of the independent auditor’s report and performance management for the economic management of the organization’s financial resources

نویسنده مقاله : پیروز جوان میری

ثبت شده در ششمین کنفرانس بین المللی تکنیکهای مدیریت و حسابداری مورخ 1397/08/21 شماره گواهینامه مقاله 1031

چکیده :

سیستم اقتصادی یک کشور به میزان قابل توجهی به تصمیم گیریهای مدیریت راهبردی در واحدهای اقتصادی بستگی دارد. بدیهی است این تصمیم گیریها نقش تعیین کننده ای در میزان درآمد های اقتصادی و ثمر بخش بودن فعالیتهای تعیین شده و استفاده بهینه از امکانات تولیدی و خدماتی مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی کشور دارند. لذا اصولاً صاحبان سهام و یا نمایندگان آنها همواره می خواهند بدانند که آیا مدیران اجرایی در تصمیم گیریهای خود صحیح عمل کرده اند یا خیر؟ و آیا توانسته اند از امکانات موجود حداکثر استفاده را کنند یا خیر؟ آیا در موسسات و شرکتها افزایش کارایی و رعایت صرفه اقتصادی انجام شده است؟ امروز در محیط اقتصادی که دارای نظامهای متعدد و ابعاد گوناگون است، مدیریت عملکرد ( سود ) و مدیریت سازمانی تأکید فزاینده ای بر ارزیابی صرفه اقتصادی، کارآیی و اثر بخشی عملیات سازمانی دارد. کنترل های داخلی به عنوان ابزاری برای این ارزیابی به کار می رود. در محیطهای رقابتی ضروری است تا مدیران با استفاده از فرایند ارزیابی عملکرد به هدایت صحیح امور در مسیر پیشرفت کار و در جهت اهداف و استراتژی های مورد نظر سازمان به شیوه ای آگاهانه بپردازند .

با توجه به تغییرات و تحولات سریع و افزایش توان و قابلیتهای رقابتی شرکتها وسازمانها در جهان امروز میزان مطلوبیت عملکرد تک تک اجزای کاری سازمان و مجموع آن می تواند به عنوان معیار سنجش مؤفقیت یک سازمان برای مدیران بسیار حائز اهمیت باشد و با استفاده از آنها می توانند به سنجش ارزیابی وضعیت موجود طرحهای استراتژیک و راهبردی سازمان و بررسی عملکرد اجزای کاری آن پرداخته و برای ارتقا و بهبود اثربخشی و کارآیی آنها اقدام کنند. گسترش رقابت موجب شده تا مدیریت ارشد در بسیاری از سازمانهای نوین در به دست آوردن موقعیت مناسب در بازار و حفظ آن تمرکز یابد. مدیران دریافته اند بسیاری از سیستم های سازمانی کـه انتظار می رود برای پیشبـرد عملیات مفید واقع شود در جهت عکس اهداف سازمان حرکت می کند و موجب عقب ماندگی می شود .  
تشکیل واحدهای حسابرسی یک ابـزار مفیـد برای اصلاح این سیستم ها و هدایت سازمان به سوی اهداف آن است. در کشور ما مدیریت بخش اعظم منابع اقتصادی بر عهده دولت است و کیفیت مدیریت آن در سرنوشت ملت آثار اساسی دارد. مدیران بخش دولتی باید در برابر مردم و نمایندگان آنان پاسخگو باشند و ابزار این پاسخگویی را بر اساس اطلاعات معتبر فراهم کنند. ماهیت بخش دولتی و خصوصی ایجاب می کند که در این بخش، کنترل حسابرسی علاوه بر رسیدگی به صورتهای مالی و اظهار نظر در چارچوب اصول و ضوابط حسابرسی مالی الزامی شود. از این رو لازم است حسابرسان ضمن استفاده از خدمات متخصصان در زمینه های مختلف به ارزیابی عملکرد و کیفیت تصمیم گیریهای مدیریت بپردازند و نتیجه‌گیریها و پیشنهادات اصلاحی خود را جهت بهبود هر چه بیشتر مدیریت ارائه کنند .
با توجه به اهمیت بهبود در ارتقا مدیریت در سازمانها به خصوص در بخش دولتی ضرورت دارد که مدیران نسبت به استقرار سیستم های جامع کنترل مدیریت اهتمام ورزند و آن را از لحاظ ارزیابی مستمر کارایی، صرفه اقتصادی و اثربخشی مورد بازنگری قرار دهند. در این راستا حسابرسان و حسابداران با تکنیک های اجرائی نوین و با رعایت استانداردهای روز می توانند در جهت بهبود و تقویت این سیستم ها نقش مهم و ارزنده ای را ایفاء کنند. در نتیجه حساب خواهی مطلوب بخش دولتی و خصوصی هنگامی ایجاد می‌شود که با برنامه ریزی و عملـکرد واحدها بر اساس بیان آشکار اهداف و نتایج مورد انتظار مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین حسابرسی و حسابداری  بیان واضحی از رعایت صرفه اقتصـادی، کارآیـی و اثربخشی در مدیریت و کیفیت عملـکرد ( سود ) تمامی سازمان های بزرگ و کوچک است که صورتهای مالی قابل اتکایی را برای تصمیم گیری مدیران سازمانها بوجود می آورند  .

واژگان كليدي: کنترل داخلی ، فنآوری مالی ، مدیریت عملکرد ، گزارش حسابرس ، مدیریت اقتصادی

مقدمه :

مدیریـت را دانـش به کار گیـری مؤثـر و کارآمـد منابـع بـرای دستیابی بـه اهداف سازمان تعریف می کنند و این منابع معمولاً شامل سرمایه، نیروی کار و منابعی است که در اختیار سازمان قرار دارد. یک مدیر باید عملیات سازمان را در جهت رسیدن به حداکثر منافع برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل کند. در دنیای امروز مدیران مسئول و پیشتاز همواره تلاش می کنند از نظارت دقیق و ارزیابی عینی بر وظایف خود اطمینان لازم را به دست آورند تا در برابر موضوعهای پیش روی خود نیرومند و مسلط باقی بمانند و کارهای خود را درست و به موقع انجام دهند. بنابراین، آنان هیچگاه نباید در بهره گیری از خدمات کارشناسان و متخصصان خارج از سازمان خود برای تعیین مشکلات و ارائه راه حل آن تردید داشته باشد تا با استفاده از این خدمات به مؤفقیتهای روزافزون تری دست یابند.
در سالهای اخیر کانون توجه و دامنه بسیاری از حسابرسی ها و حسابداری ها در بخش عمومی و خصوصی دستخوش دگرگونیهایی شده است و از آنجا که صورتهای مالی به تنهایی پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی مدیریت نیست، مدیران در بخش خصوصی و دولتی به دنبال کسب اطلاعات بیشتر به منظور ارزیابی و قضاوت در مورد کیفیت عملیات و پیشرفتهای عملیاتی و عملکردی  هستند. در نتیجه ایجاد چنین زمینه هایی نیاز به ضرورت وجود فنون و تکنیک های ( فنآوری ) حسابداری و حسابرسی برای ارزیابی اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی عملیات ، کیفیت عملکرد و مدیریت سود به نحو چشمگیری افزایش یافته است.
بررسی علل درخواست روزافزون برای دریــافت خدمات حسابداری وحسابرسی نشان می دهــد که دو موضوع زیر بستر مناسبی برای انجام این امر فراهم کرده است:
  – هدایت مدیران برای توجه بیشتر به رعایت صرفه اقتصادی، بالا بردن کیفیت عملکرد و مدیریت سود کارایی و اثربخشی در واحدهای اقتصادی؛
 – ارتقای تجربیات حسابداران و حسابرسان در زمینه تشخیص و یافتن واقعیتهای موجود در حسابداری ، حسابرسی و مشاوره مدیریت و ارائه رهنمودهای لازم به مدیران .

  1. تشکیل کنترل های داخلی متولی آن یعنی ایجاد واحد حسابرسی درون سازمان کسب اطمینان از همسو‌ بودن استراتژی فنآوری  خصوصی با استراتژی فنآوری عمومی سازمان یا بنگاه اقتصادی، و مدیریت خطرهای مداوم ایجاد و اجرای سیستمهای کیفیت بندی و ارزیابی مناسب و کم ریسک بودن عملیات است. این وظیفه، مسئولیتی وسیع و سطح بالاست و در جریان فرایندهای کاری و برای به‌کارگیری کنترل داخلی کارامد و بهینه شده، برعهده هیئت‌مدیره و مدیران مالی قرار دارد.
    نقش حسابدار و حسابرس در این میان چیست؟ حسابدار و حسابرس همیشه درنقش پشتیبان و تسریع‌کننده، یاور مدیران در راهبری عملیاتی و بالا بردن سطح اطمینان و کیفیت گزارشات حسابرسی و قابل اتکا بودن صورتهای مالی و مواردی از قبیل مدیریت مالی، رعایت تکالیف قانونی بوده است. به دلیل زیاد بودن سرعت تغییرات و میزان منابعی که سالانه صرف تشکیل واحد حسابرسی داخلی می‌شود، مدیریت آن مشابه قایقرانی در آبهای خروشان و یا رام‌ کردن اسب سرکش شده است. حفظ کنترل در یک محیط ناآرام و پویا نه ‌فقط چالش، بلکه ماجراجویی است. اکنون بیش از همیشه لازم است که حسابدار و حسابرس برای حمایت و کمک به مدیران در استقرار سیستم راهبری برای تشکیل کنترل داخلی و مدیریت آن تلاش کند.
    بنابراین، باید بررسی شود که بهترین روش استقرار کنترل داخلی کدام است. بیان همسوسازی طرحهای استراتژیک فنآوری با استراتژی مدیریتی خیلی ساده‌تر از عملی کردن آن است. در دهة گذشته، بسیاری از انواع استراتژیهای جدید مالی و مدیریتی به‌وجود آمده است که از پایه با روشهای قدیمی و انعطاف ‌ناپذیر قبلی، تفاوت دارد. در این انواع جدید استراتژی، توجه اصلی بر استراتژیهای متنوعی است که پویاست و دائم هستند اندازه‌گیری و ارزیابی می‌شود. توسط این نوع استراتژیها، با استفاده از علامتها و مکانیزمهای بازخور بازار، در تصمیمگیری درباره بخشها و سمت و سوی امور و گزارش به مدیران کمک می‌شود.
    در سالهای اخیر، انواع جدیدی از سیستمهای بازخور و نظارت به‌وجود آمده است که از این نوع برنامه‌ریزی پشتیبانی می‌کند. برای مثال، در شرکتهایی که کنترل داخلی یک استراتژیک و تشکیلات اولیه شرکتهای خاص میباشد بسیار مورد توجه است، برخی از شرکتها برای یاری جستن  از کنترل داخلی در مورد انتخاب بهترین استراتژی، روش بازخور مستقیم را به‌کار گرفته‌اند. البته این به‌مفهوم کنار نهادن سایر روشهای دیگر نیست، بلکه مفهومش این است که مرکز توجه تغییر کرده است و شرکت با قبول تغییر و تحول، آزمون روشهای جدیدتر و اکتشافات نو را می‌پذیرد.
    آیا به‌کارگیری روشهای جدید، منابع بیشتری به‌کار نمی‌گیرد و کیسه شرکت را خالی نمی‌کند؟ البته ممکن است جواب مثبت باشد، اما، باید توجه داشت که:
     با این کار از خطر ادامه یک استراتژی درازمدت بازنده که رضایت و انتظارات مشتریان را برنمی‌آورد، جلوگیری می‌شود. این کار به‌وسیله گروه مدیران پویایی، پشتیبانی می‌شود که به‌طور مداوم، استراتژی، برخوردها و جهت حرکت شرکت را تحت بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند.
    به‌کارگیری این روش، مشابه اعزام پیشگامان و دیده‌بانهای لشکر به خط مقدم جبهه برای گزارش وضعیت و شرایط جبهه و مواضع دشمن است. اما اثر این‌کار بر فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک کنترل داخلی چیست؟ این بدان معنی است که فرایند، مهمتر از فرآورده نهایی است. محصول فرعی یا فرآورده یک طرح استراتژیک کلی، برنامه کنترل داخلی سازمان یا بنگاه اقتصادی است. برنامه مزبور شامل فهرست اولویتها، تخصیص منابع و شرح سیستمهای کاربردی و پروژه‌های زیرسازی برنامه‌ریزی شده برای سال بعد است. با به‌کارگیری روشهای نظارت استراتژیک جدید، این برنامه‌ها ممکن است برحسب شرایط جدید، در کوتاه مدت به ‌میزان زیادی تغییر کند.
    در مراحل ایجاد سیستمها و کاربردها نیز تغییرات زیادی به‌وجود آمده است. در لیست سیستمها و فناوریهای جدیدی که نیاز به‌بررسی و مهارشدن دارند می‌توان به خرید انواع بسته‌های نرم‌افزاری، نمونه‌سازی، تحویل سریع سیستمهای کاربردی سفارشی، همکاری در تولید نرم‌افزار، برنامه‌نویسی موضوع‌گرا و سیستمهای سفارشی گزارشی، اشاره کرد. نکته بسیار مهم این است که سازمان برای برنامه‌ریزی، تحلیل، طراحی، ایجاد، آزمایش و پیاده‌سازی سیستمها دارای ضوابط، اهداف و راهنماهایی باشد. پیگیری و نظارت بر کیفیت، برنامه‌ها و زمانبندی پروژه‌های ایجاد سیستمها از ضروریات اساسی راهبری فناوری مالی در کنترل های داخلی. است.
    اخیراً تغییر دیگری هم در مدیریت روی داده و جای طرحهای استراتژیک انعطاف‌ناپذیر را، عبارات روشن در باره اهداف سازمان و طرز رفتار کارکنان گرفته است. در دهه گذشته، بتدریج، مسئولیتهای بیشتری به کارکنان و مدیران سطوح میانی واگذار شده است. به کارکنان اجازه داده می‌شود که در قالب مجموعه‌ای از ضوابط سازمان، به‌انجام وظایف خویش بپردازند؛ ضوابطی کلی از قبیل:
    • با مشتریان و کارکنان با احترام رفتار شود،
    • تولید ما کیفیت است،
    •  هدف ما بهتر کردن مداوم خدمات ماست.
    منظور این است که جنبه‌های رفتاری این‌گونه ضوابط کلی، راهنمای رفتار و تصمیم‌گیریهای کارکنان باشد. برای مثال دیده شده است که ضوابط کلی از قبیل: “با تمام مشتریان یکسان رفتار شود”، “ما کیفیت تولید خود را تضمین می‌کنیم”، و “ما بیراهه نمی‌رویم” (یا ما مستقیم و از مسیرهای مجاز حرکت می‌کنیم) تاثیری بسیار بیش از پنجاه جلد آیین‌نامه و استانداردهای عملیات بر رفتار کارکنان دارند؛ متونی که حسابدار و حسابرس داخلی تنها هنگامی به آنها مراجعه می‌کند که درباره وجود آیین‌نامه‌ای مدون،تردید پیدا کرده باشد.
    این روند جدید بدان مفهوم نیست که استاندارد و ضوابط نباید وجود داشته باشد بلکه بدین معناست که ضوابط و استانداردها باید راهنمای کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمان باشد. این مفهوم درست نقطه مقابل روش دستوری به کارکنان برای پیروی از ضوابطی است که لزوماً همیشه در جهت اهداف سازمان نیست. به‌عبارت دیگر تاکید، بیشتر بر این است که چه‌کاری باید انجام شود تا این که کار، چگونه باید انجام گیرد.
    سازمانهایی که برای ایجاد یک محیط خلاق و پویا از روش تعیین اهداف و طرز رفتار کارکنان بهره می‌گیرند، بیشتر توجه خود را در برنامه‌ریزی به مشخص‌کردن هدفها و نتایج معطوف می‌کنند. این هدفها و نتایج همراه با ارزشها و آیین رفتار کارکنان، چارچوب یا قالب لازم را برای برنامه‌ریزی، ایجاد، نظارت و کنترل عملیات جاری و پروژه‌های جدید سازمان، به‌وجود می‌آورد.
    راهبری باید توجه خود را بیشتر معطوف به چگونگی رسیدن به هدفها کند و کمتر در فکر پیروی از یک فرایند خاص باشد. در گذشته برای کنترل مناسب شرکتها، از ضوابط عملیاتی استاندارد، استفاده می‌شد. در شرایط کار امروزی، به‌ویژه در مورد فناوری ، تاکید بیشتر بر نتایج نهایی کار پروژه‌ها و تعیین استانداردهای اندازه‌گیری کیفیت آن است تا بر پیروی از یک روش انعطاف‌ناپذیر. این تاکید به‌مفهوم حذف استانداردها، روشها و آیین‌نامه‌های اجرایی نیست؛ چون تاکید بر یکی به‌معنای حذف دیگری نیست بلکه به میزان تاکید بر هر کدام، مربوط است و به‌مفهوم به‌کارگیری میزان کنترلهای مناسب در هر مورد، متناسب با میزان اهمیت و زیانهای ناشی از خطر آن است. نظریه برقراری کنترل به‌خاطر ایجاد کنترل باید کنار گذاشته شود و هر کنترل، با توجه به تعادل بین هزینه ایجاد و منافع حاصله از آن برقرار شود.
    در هنگام تعیین میزان کنترل برای یک فرایند یا سیستم، برای به‌حداقل رساندن خطرها باید به میزان اهمیت خطرهای موجود توجه شود. برای اینکه کنترلها کارامد و موثر باشند باید میزان کنترل با میزان خطر متناسب باشد. به‌علاوه کنترل باید در محدوده ظرفیت، شکل و هدفهای فرایند باشد.
    تغییر یک فرایند، با حذف مراحل مشخص و دادن اختیار به افراد در قالب چارچوبها، راهنماها و مشخصات تحویل کار، موجب کارامد شدن مراحل تولید می‌شود، و در بیشتر موارد، در میزان خطر تغییری به‌وجود نمی‌آید. باید راه‌حلی برای ایجاد تعادل پیدا کرد. یک راه‌حل این است که تاکید بیشتری بر کنترلها بشود ولی این نیز ممکن است بیش از ظرفیت فرایند باشد.
    هدف کلی، هماهنگ کردن فرایند کارامد با کنترلهای کارامد و افراد کارامد است تا شاهین ترازو را در جهت مثبت بچرخاند و برتری نسبی رقابتی ایجاد کند. برای حرکت در این جهت، باید فرایندها و کنترلهای کارامدتری طراحی و مدیریت کارکنان بهتر شود. یک سیستم راهبری که بخوبی درک و بدرستی اجرا شود به کارامدی تشکیلات کمک خواهد کرد.

ایفای نقش متعادل سازی
در مدیریت جدید، نقش حسابرس داخلی چیست؟ نقش حسابرس داخلی بیشتر متمایل به نقش یک شریک است. هنوز هم حسابرس مسئول بررسی و اظهارنظر مستقل در مورد عملیات و کنترلهای شرکت است و باید این کار را در مجموعه برنامه‌های حسابرسی و در پی توافق با هیئت‌مدیره انجام دهد. اما، حسابرس داخلی  می‌تواند در موارد زیر هم با مدیریت همکاری کند:
 • تدوین و اجرای برنامه‌های ارتباطی و آگاه‌سازی،
 • توصیه نکات کنترلی مناسب برای فرایندهای جدید کاری،
 • تشخیص خطرها و نقاط ضعف در طرحها، سیستمهای دردست ایجاد و اجرای فناوری مالی.
مدیران بخش فناوری مالی همچون سایر رهبران شرکت، نگران ارتباطات و کنترلها هستند. کنترلهای مورد نظر عبارت است ازکنترلهای داخلی و فرایندهایی که برای مدیریت خطر، حصول اطمینان از رعایت مقررات قانونی و انجام امور به‌روشی که همسو با هدفها و ارزشهای شرکت باشد، برقرار می‌شود.
شش گام که می‌تواند در برقراری یک چارچوب راهبری برای بخش فناوری مالی در سازمان یا بنگاه اقتصادی کمک‌رسان باشد، در زیر آمده است:
گام اول : حسابرس داخلی باید در تدوین برنامه‌های کار کلی شرکت کند و بر تغییرات برنامه‌ریزی‌های فنآوری مالی نظارت داشته باشد. با توجه به نوع جدید فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک و تدوین برنامه‌های کاری، کاملا” لازم است که حسابرس داخلی بخشی از فرایند مزبور باشد و برنامه‌های کاری فنآوری مالی به او اطلاع داده شود.
گام دوم : حسابرس داخلی باید در پروژه‌های ایجاد سیستمهای کاربردی مشارکت کند و برای استقرار کنترلهای داخلی مناسب و کمینه‌سازی خطر، توصیه‌های لازم را بکند. مشارکت فعال حسابرس داخلی در گروه پروژه‌های ایجاد سیستمهای کاربردی برای فرایند راهبری فناوری مالی بسیار مفید است. در صورت دادن کار به پیمانکار خارج از شرکت و داشتن مدیر پروژه، تعداد کارکنان شرکت در پروژه، بسیار کم خواهدبود. راهبران شرکت به گروه پروژه کمک می‌کنند تا هدفها را تامین کنند و سیستمهای با کیفیت مناسب مستقر سازند ( البته بموقع بودن و تجاوز نکردن از بودجه پیش‌بینی شده هم بسیار مهم است ). حسابرس داخلی به اطمینان یافتن از کیفیت تولیدات، استانداردها و تامین هدفهای راهبران کمک می‌کند. مشارکت حسابرس داخلی در پروژه‌های ایجاد سیستمهای کاربردی در نقش مشاور راهبران و کنترلهای داخلی شرکت است.
گام سوم:  حسابرس داخلی باید فرایندهای بازرگانی فنآوری مالی را مورد رسیدگی قرار دهد تا مطمئن شود که فرایندهای مزبور:
 • با ساختار و فرهنگ تشکیلات هماهنگ است،
 • با خطرهای فناوری مالی برخورد مناسبی دارد،
 • امکان تامین هدفهای بازرگانی را برای بخش فنآوری مالی ایجاد کرده است.
حسابرسی فرایند بازرگانی که مجموعه‌ای از بخشها و حیطه‌های مسئولیت مختلف را دربر می‌گیرد محیط باقی یا ماندگار حسابرسی است. در شرایطی که شرکتها سعی زیادی در هماهنگ‌کردن فرایندها و بهبود مدیریت خطر دارند، فرایند بازرگانی یکی از اساسی‌ترین ارکان عملیاتی و بخشی است که از آن راهبری شرکت، مستقر و تداوم می‌یابد. حسابرس داخلی ، با ابزارهای مناسبی چون نشریات هدفهای کنترلی برای فناوری مالی و رشته‌های پیوسته  و کسب مهارت در چاره‌ سازی و تحلیل خطرها می‌تواند منبع مهمی برای شناسایی نقاط ضعف فرایندها و ارائه پیشنهادهای اصلاحی، برگرفته از بهترین روشهای معمول در آن رشته از کار باشد.
گام چهارم : حسابرس داخلی با مساعدت در آموزش و آگاهی‌دادن درباره مدیریت خطر، کنترلها و بهترین روشهای موجود، می‌تواند سهم خود را در راهبری فنآوری مالی ، ایفا کند. نمونه‌های کنترلی مانند نشریات مذکور در گام قبلی و مطالعه بهترین روشهای ایمن‌سازی اطلاعات، از جمله ابزارهایی است که حسابرس داخلی می‌تواند از آن استفاده کند. همچنین، به‌کارگیری روشهایی چون ابزارهای خودآزمایی کنترلها و کارگاههای تحلیل خطر می‌تواند سطح مناسب کنترلهای داخلی و آگاهی از خطر را در تشکیلات برقرار کند.
گام پنجم:  حسابرس داخلی باید با واحدهای ایمن‌سازی اطلاعات، منابع انسانی، حقوقی و مدیریت خطر برای هماهنگ‌کردن برنامه‌های حسابرسی همکاری کند تا بتواند برخوردی هماهنگ و نقشی حمایتی در ارزیابی خطرها، ایجاد طرح کنترلهای مناسب و فرایندهای آزمون رعایت کنترلها داشته باشد. شعار واحد حسابرسی باید به‌جای “بخشی از مسئله بودن”،“بخشی از راه‌حل بودن”، باشد. برای رساندن این پیام، مشارکت و همکاری با سایر متخصصان خطرها و کنترلها، روش موثری است.
گام ششم : حسابرس داخلی باید از تمام داراییهای مربوط به کاربرد فناوری مالی در شرکت، صورت‌برداری کند و برای تشخیص اهمیت و خطرهای مربوط به هر یک از پروژه‌ها، سیستمهای کاربردی و زیرساختها و فرایندهای بازرگانی فناوری مالی، همه آنها را بررسی، ارزیابی و درجه‌بندی کند. صورت داراییهای مزبور باید مرتبا” روزآمد شود و برای برنامه‌ریزی حسابرسی، تحلیل خطرها و ارزیابی رهبری فناوری مالی مورد استفاده قرارگیرد. دانش مفید، در اختیار داشتن اطلاعات درست در موقع مناسب است. با افزایش سطح مسئولیت حسابرس در نظام جدید تجارت، توانایی حسابرس در تدوین و تلفیق اطلاعات و آگاهی از انواع جدید خطرها و کنترلها، اهمیت بیشتری پیدا کرده ‌است. اساس این تواناییهای جدید، روشهای برگزیده عملیاتی، تولیدات ویژه و مجموعه‌ای از عملیات است که در هنگام ایجاد سیستمهای کاربردی جدید یا ارزیابی کاربردهای بازرگانی موجود می‌تواند مورد استفاده قرار‌گیرد. یکی از ابزارهای با ارزش مدیریت خطر و حسابرسی در دسترس داشتن سیستم پشتیبانی است که بتواند وسایل و دانش لازم را در شرایط جدید، برای حسابرس داخلی تامین کند.

بحث و نتيجه‌گيري
گسترش نقش حسابرس داخلی در محیط فنآوری مالی ایجاب می‌کند که با نگرشی جدید به چالشها و مسائل مدیریت فنآوری مالی توجه شود. انتظارات زیادی که از بخش فنآوری مالی وجود دارد و سرعت زیاد تغییرات قراردادها با اشخاص ثالث و سیستمهای جدید ایجاب می‌کند که مدیریت فنآوری مالی برای تامین مهارتهای لازم، به درون تشکیلات توجه کند و با مدیران و گروههای مسئول پروژه‌ها در کاهش خطر و ایجاد سیستمهای کاربردی با کیفیت مناسب همکاری کند. برای ذکر نمونه و رهنما، بخش راهبری فنآوری مالی باید به‌گونه‌ای اختصاصی و هماهنگ با فرایندهای بازرگانی و فرهنگ شرکت تدوین و مستقر شود. کلید اصلی برای راه‌اندازی و استفاده از این فنآوری، کارایی و موثر بودن فرایندهای بازرگانی فنآوری مالی است. حسابرس داخلی  با به‌کارگیری سیستمهای راهبری و پشتیبانی مدیریت خطرها، می‌تواند در ایجاد یک چارچوب کنترل و مدیریت خطر موثر و مناسب برای راهبری فناوری مالی، کمک کند.

منابع و ماخذ :
1 ) حسینی عراقی ، حسین . حسابرسی دولتی . تهران: دانشکده امور اقتصادی ، 1378   
2 ) رایدر ، هری آر . راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی. برگردان از محمد مهیمنی و محمد عبداله پور ، تهران: سازمان حسابرسی ، 1380
3  ) ثقفی ، علی . نظریه های حسابداری ، جلد اول ، تهران ، انجمن حسابداری ، 1393

حساس یگانه، یحیی . فلسفه حسابرسی، هران، شرکت انتشارات علمی 1394 4 )

5 ) حسن زاده ، محمد . صراف ، محمد . شناخت سیستم کنترل داخلی مبنای حسابرسی صورتهای مالی ( مقاله ژورنالی 1394 )

  • Bedard, J.C., Graham, L., 2011. Factors associated with severity classification …
  • Brazel, J.F., Agoglia, C.P., 2007. An examination of auditor _ …
  • Briggs, L., 2008. Best practices. CCPAs in coders’ clothing: auditors …
  • Committee of Sponsoring Organizations of the Treadway Commission (COSO), 2009i. …
  • _ Cooper, K., 2009. The benefits of working at a …
  • Dechow, P., Ge, W., and Schrand, C., (2010). _ ‘Understanding …
  • Dorantes, C., Li, C., Peters, G., Richardson, V., 2013. The …
  • Francis, J., Olsson, P., and Schipper, K., (2006). Earnings Quality. …
  • Haislip, J., Masli, A., Sanchez, J.M., Richardson, V., 2015. Information …
  • Johnstone, K., Li, C., Rupley, K., 2011. Changes in corporate …
  • Jacob Z. Haislip, Gary F. Peters, Vernonj. Richardson, 2016. The …
  • Kobelsky, K., Hunter, S., Richardson, V.J., 2008a. Volatility and dispersion …
  • Kobelsky, K., Richardson, V.J., Smith, R.E., Zmud, R.W., 2008b. Determinants …
  • Lambert, R., & Larcker, D , (1987), An analysis of …
  • Li, C., Sun, _ Ettredge, M., 2010. Financial executive quality, …
  • Li, C., Peters, G.F., Richardson, V.J., Watson, M.W., 2012. The …
  • Lim, J., Dehning, B., Richardson, V., Smith, R., 201 1. …
  • Lim, J., Stratopoulos, T., Wirjanto, T., 2013. Sustainability of a …
  • McCracken, S., Salterio, S., Gibbins, M., 2008. Auditor-client management relationships …
  • Messier, W.F., Eilifsen, A., Austen, L.A., 2004. Auditor detected misstatemens …
  • Waller, W., 1993. Auditors’ assessments of inherent and control risk …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *